السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
21
تفسير الميزان ( فارسي )
ضديت دارد و از زيادى نفوس و بقاى نسل جلوگيرى مىكند و لذا به هر وسيله اى كه شده آن را كمتر مىكنند و سنت ازدواج را ترويج مىنمايند و براى كسانى كه فرزند بيشترى بياورند جايزه مقرر مىدارند و درجات آنان را بالا مىبرند و همچنين مشوقات ديگر به كار مىبندند . چيزى كه هست على رغم همه آن سختگيرىها عليه زنا و اين تشويقها در امر ازدواج ، باز مىبينيم كه در تمامى بلاد و ممالك چه كوچك و چه بزرگ اين عمل خانمانسوز و ويرانگر ، يا علنى و يا به طور پنهانى انجام مىشود ، كه البته علنى و يا سرى بودن آن بستگى به اختلاف سنتهاى جارى در آن اجتماع دارد . و اين خود روشنترين دليل است بر اينكه سنت ازدواج دائم براى نوع بشر كافى براى رفع اين احتياج حيوانى نيست و انسانيت و بشريت با داشتن سنت ازدواج باز در پى تتميم نقص آن است . پس آنهايى كه در جوامع بشرى زمام قانون را به دست دارند بايد در مقام توسعه و تسهيل امر ازدواج بر آيند . و به همين جهت است كه شارع اسلام سنت ازدواج دائم را با ازدواج موقت توأم نموده ، تا امر ازدواج آسان گردد و در آن شروطى قرار داده تا محذورهاى زنا را از قبيل آميخته شدن نطفه ها ، اختلال انساب ، واژگون شدن رشته خانوادگى ، انقطاع نسل و مشخص نشدن پدر آن فرزند نداشته باشد ، و آن شرايط اين است كه يك زن مختص به يك مرد باشد و زن بعد از جدايى از شوهرش عده نگهدارد و آنچه بر شوهرش شرط كرده در آن ذى حق باشد پس با جعل اين مقررات محذورهاى زنا را بر طرف كرده و با القاى ساير قوانين ازدواج دائم ، از قبيل حق نفقه و . . . مشقت ازدواج دائم را بر داشته است . و به خدا سوگند اين حكم ، ( تشريع متعه ) از افتخارات اسلام در شريعت سهل و آسان آن به شمار مىرود ، مانند طلاق و تعدد زوجات ، و بسيارى از قوانين ديگرش ، و ليكن به فرموده قرآن كريم : « ما تُغْنِي الآياتُ وَالنُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ » « 1 » حرف منطقى و مستدل كجا و مردم كر و ناشنوا كجا ؟ آنها هنوز حرف خود را مىزنند كه من زنا را از متعه بيشتر دوست مىدارم ! .
--> ( 1 ) براى افرادى كه ايمان ندارند آيات و بيمها كافى نيست . سوره يونس ، آيه 101 .